قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1915

تاريخ الفي ( فارسى )

وعده و تقبّلات مال فراوان از حسن قرمطى بازگرداند . چون اعراب از وى جدا شدند دفع او به اسهل وجوه ميسّر است . بنابراين ، كس پيش حسّان بن جرّاح فرستاده از زبان المعزّ لدّين اللّه علوى به او گفتند كه : اگر در روز مصاف او با قوم خود ترك جنگ نموده از ميان بيرون رود ، من صد هزار مثقال طلاى مسكوك براى او مىفرستم . حسان چون حكايت صد هزار مثقال طلاى مسكوك شنيد راضى شد و گفت : هرگاه كه اين مالى كه به من وعده مىكنيد به من رسد چنين كنم . معزّ فرمود تا از برنج زرها مسكوك گردانيدند و آنها را مطلّا ساخته در هميانها نهادند و دينارى چند از زر خالص بر بالاى هر هميانى نهاده در شبى كه فرداى آن روز مصاف خواهد بود نزد حسّان فرستادند و حسّان آن كيسه‌ها را به خازن خود سپرد . على الصّباح پسر المعزّ لدّين اللّه ، عبد اللّه ، كه وليعهد پدر خود بود و از قبل المعزّ لدّين اللّه امارت لشكر به او تعلّق گرفته بود صفوف لشكر آراسته كوس جنگ فروگرفت . از اين جانب نيز حسن بن احمد قرمطى با لشكرى از موروملخ بيشتر آراسته متوجّه كارزار گرديد . اتّفاقا ، در وقتى كه تلاقى فريقين دست داد و از جانبين دليران رزمگاه به جولان درآمدند ، حسّان بن جرّاح با تمامى اعراب ميمنه را گذاشته روى به باديه نهاد و آنچنان در رفتن سرعت نمود كه باقى لشكر قرامطه را بلكه يقين شد كه او گريخته . القصّه ، به مجرّد روى برگردانيدن حسّان بن جرّاح ، قرامطه هزيمت يافتند و لشكر المعزّ لدّين اللّه تعاقب ايشان نموده بعد از كشش و كوشش بسيار قريب به هزار كس نامى ايشان را دستگير نمودند و از اين جماعت هركه اعراب بود مىگذاشتند و هركه از قرامطه بود او را مىكشتند . چون المعزّ لدّين اللّه را اين فتح به اعانت الهى روى نمود جميع سلاطين عالم از وى متوهّم شدند و صيت عظمت و بزرگى او در ربع مسكون منشر و پراكنده گشت . و حسن بن احمد قرمطى با جماعتى قليل به حال سگ گريخته در موضع اوزعات اقامت نمود . و چون المعزّ لدّين اللّه از حال او خبر يافت يكى از قائدان خود را كه او را « ابو محمود بن ابراهيم » گفتندى ، با ده هزار سوار به عقب حسن قرمطى روانه گردانيد كه بالكليّه مادهء قرامطه از روى زمين برداشته شود و ظالم بن موهوب عقيلى را به امارت دمشق فرستاد . چون ظالم بن موهوب به حوالى دمشق رسيد ابو الهيجاى « 1 » قرمطى با پسرش و مردى ديگر كه او را « ابو بكر نابلسى » گفتندى ، شهر دمشق را مضبوط ساخته در مقام رفع و منع ظالم بن موهوب درآمده شروع در جنگ نمودند . و اين ابو بكر نابلسى مردى بود كه هميشه در خلفاى علويه طعن مىكرد و مىگفت : اگر من ده تير داشته باشم ، با نه تير جهاد مغاربه مىكنم و با يكى جهاد فرنگ و

--> ( 1 ) . الكامل : ابو المنجى .